مقایسۀ دو حملۀ حیدری راجی کرمانی و باذل مشهدی

مقایسۀ دو حملۀ حیدری راجی کرمانی و باذل مشهدی

 حکیمه دانشور

چکیده:

در یک نگاه کلی اینگونه به نظر می‌رسد که حماسه‌های مصنوعی به تقلید از حماسه‌های طبیعی ساخته و پرداخته می‌شوند؛ ولی به خاطر جایگاه تاریخی و داشتن قهرمانان دینی و مذهبی چهرۀ افسانه‌ای و اسطوره و ملی خود را از دست می‌دهند. از آن‌جا که قهرمانان مذهبی دارای تقدس‌اند، بیان هر مسئله و واقعه‌ای که به دور از جنبۀ تاریخی باشد، خود حماسه را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و از واقعیت دور می‌سازد و نیز از صلابت سخن می‌کاهد و خرق عادت و اسطوره را از حماسه می‌گیرد. حماسه‌های دینی هم هر جا واقعاً به تاریخ تبدیل می‌شوند، جوهر شعری و قوت و عظمت خود را از دست می‌دهند. در تاریخ آنچه اهمیت دارد، راست بودن آن است و در حماسه پیش از هر چیز دیگر اهمیت در شگفت‌انگیزی است و راست‌نمایی (زرینکوب، ۱۳۶۳: ۲۰۷). این واقعیتی است که هرگز حماسۀ مصنوعی را نمی‌توان همپایۀ حماسۀ طبیعی دانست؛ اما در بین حماسه‌های مصنوع شاید بتوان به راستی ادعا کرد که راجی حقیقتاً فردوسی ثانی است. «گرچه ملا بمان‌علی نیز به عنوان شاعر به صحت و سقم روایات توجهی نداشته است و به عنوان شاعری که حماسۀ مذهبی را به رشته نظم کشیده از مآخذ و منقولات شفاهی بهره گرفته و گاه با تخیل شاعرانه آن‌ها را پرورده است و کم و بیش آن را در کارگاه نظم خویش برساخته» (راجی کرمانی؛ ۱۳۸۳، ج ۱، ۲۶) «اما جزالت کلام راجی در جای‌جای حملۀ حیدری قابل مشاهده است؛ لیکن آن‌جا که پای مفاخره به میان می‌آید، اوج کلام او دیدنی‌تر است» (راجی کرمانی؛ ۱۳۸۳، ج ۱، ۳۳) و سبک آمیخته از گونۀ حماسی غنایی، عرفانی او بر زیبایی سخنش می‌افزاید.

کلیدواژهها: حمله حیدری، باذل مشهدی، راجی کرمانی، حماسۀ مصنوع

مقدمه:

ملا بمان‌علی راجی کرمانی متخلص به فردوسی ثانی شاعر حماسه‌سرایی است که در قرن دوازدهم زندگی می‌کرد. ابتدا مذهب او زرتشتی بود؛ اما در اثر عنایت حضرت علی(ع) بیماری‌اش شفا یافت و بعد از آن به دین اسلام مشرف شد.

او به خاطر شعرهایش مورد توجه حکام روزگار خویش، از جمله فتحعلی‌شاه قرار گرفت. حمله حیدری از آثار برجا مانده اوست. شعر وی پخته، روان و با صلابت است. از سوی دیگر، در همین قرن و در عهد سلطنت شاه‌جهان حملۀ حیدری دیگری نیز نوشته شده که از باذل مشهدی است. شاعری که خاندانش از مشهد به هندوستان مهاجرت می‌کنند و باذل در همان‌جا به دنیا می‌آید و در همان‌جا نیز از دنیا می‌رود. ابیاتی از جنگ عمربن عبدود با علی(ع) از دیوان حملۀ حیدری باذل مشهدی، در کتاب ادبیات فارسی سال دوم دبیرستان آمده است. نگارنده در این مقاله کوشیده است ابیاتی را که این دو شاعر در مورد این جنگ سروده‌اند، مقایسه کند.

راجی کرمانی:

ملا بمان‌علی کرمانی متخلص به راجی (فردوسی ثانی) از شاعران و حماسه‌سرایان اواخر قرن دوازدهم و اوایل قرن سیزده است.

ابتدا دین او زرتشتی بود و در آغاز به شال‌بافی اشتغال داشت. در مورد او نقل می‌کنند که به بیماری صعب‌العلاجی مبتلا می‌شود و به خاطر فقر مالی و نبود امکانات از معالجت او عاجز و مأیوس می‌شوند؛ از آن‌جا که زرتشتیان ارادت خاصی به سیدالشهدا دارند، در یک روز عاشورا هنگامی که راجی در خانۀ خود صدای دسته‌های عزاداری را می‌شنود، از خانوادۀ خویش می‌خواهد که او را به کوچه ببرند. خانواده‌اش وی را برای شرکت در مراسم عزاداری به تکیهای که در حوالی منزل او و محل برگزاری مراسم تعزیهداری بوده است، می‌برند. ملا بمان‌علی با مشاهدۀ صحنه‌های عزاداری تحت تأثیر قرار می‌گیرد و منقلب می‌شود و گریۀ زیادی می‌کند؛ به نحوی که از حال می‌رود و در حال بیهوشی مولای متقیان امام علی(ع) را در خواب می‌بیند که خطاب به او می‌فرماید: «بمان، بلند شو». در این هنگام او به هوش می‌آید و احساس می‌کند که بهبودی حاصل نموده و سالم است و بلند می‌شود و در حالت انقلاب روحی که به او دست داده است، شروع به عزاداری می‌کند و به دین اسلام مشرف می‌شود و نام خویش را به بمان‌علی تغییر می‌دهد. (دانشور؛ ۱۳۷۵: ۲۵۸)

بعد از این ماجرا احوال وی را به ابراهیمخان ظهیرالدوله حاکم کرمان، گزارش دادند. ابراهیمخان او را خواست و مورد توجه و نوازش قرار داد. پس از خرابی کرمان به عتبات عالیات مسافرت کرد و سپس به یزد آمد و از آن‌جا به کرمان بازگشت و بی‌نهایت مورد نوازش والی وقت قرار گرفت. در این تاریخ آرامشی بر کرمان حکم‌فرما شده و عدهای از شعرا و نویسندگان و خط‌ نویسان عهد زندیه در این خطه گرد آمده بودند. ابراهیمخان ظهیرالدوله به آنان توجه خاصی داشت. راجی در میان اقران به فردوسی ثانی و حکیم کرمانی اشتهار یافت و مورد احترام دیگران بود؛ به طوری که ابراهیمخان در سفری که به تهران نموده بود، او را به پیشگاه فتحعلی‌شاه آورد و به وی معرفی کرد و گویند:

«شاه در جلسۀ اول به این مصرع که خود گفته بود وی را آزموده و خواست که راجی مصراع دوم آن را بگوید.

در جهان چون یوسف اما کس ندید

راجی فی البداهه می‌گوید:

حسن آن دارد که یوسف آفرید» (دانشور؛ ۱۳۷۵: ۲۶۰)

در کتاب‌هایی ماند حدیقه الشعراء از سید احمد دیوانبیگی شیرازی از ادبای قرن سیزدهم، مجمعالصفا (از بزرگ‌ترین تذکره‌های فارسی عهد ناصرالدینشاه) از رضاقلیخان هدایت شاعر و نویسنده مشهور قرن سیزدهم، روز روشن مولوی مظفر حسین متخلص به صبا، تذکره شبستان از محمدعلی حسنی حسینی مدرس و چند آثار دیگر به نام و زندگی راجی اشاره شده است.» (راجی کرمانی؛ ۱۳۸۳، ج ۱: ۷-۵)

کتاب حملۀ حیدری با بیش از سی هزار بیت در وزن شاهنامۀ فردوسی و دیوان اشعار شامل قصاید، غزلیات و غیره از آثار به جای مانده از اوست که با این بیت آغاز می‌گردد:

به نام خداوند دانای فرد                        که از خاک، آدم پدیدار کرد

و شامل ابیاتی در وصف آفرینش موجودات، در اوصاف جناب ابوطالب و زندگی علی(ع) و ساقی‌نامه و نیز اشعاری در مورد حوادث کربلا به نام کربلائیات که عمدۀ این ابیات در مورد داستان حضرت قاسم(ع)، پسر امام حسن(ع) است.

راجی این داستان را با ابیاتی در مورد حمد و ستایش خداوند اینگونه آغاز می‌کند:

به نام خداوند دانای راز                   سخن گستر از سخن بی‌نیاز

(راجی کرمانی؛ ۱۳۸۳ ج ۲: ۱۷۷)

باذل مشهدی:

«میرزا محمدباذل، ملقب به رفیعخان، ناظم اصلی حملۀ حیدری است. نسب او به خواجه شمس‌الدین محمد صاحب دیوان جوینی می‌رسید و خاندانش پیش از انتقال به هندوستان در مشهد به سر می‌بردند.

عمش میرزا محمدطاهر ملقب به وزیرخان در عهد سلطنت شاه جهان از مشهد به هند رفت و در شمار ملازمان اورنگ زیب عالمگیر درآمد. میرزا دو برادر داشت: نخست میرزا محمد سرو قد و دوم میرزا محمود.

میرزا محمدباذل پسر همین میرزا محمود مشهدی است که در شاه جهان‌آباد ولادت یافت و در سال ۱۱۲۳ به دهلی بازگشت و در همان‌جا درگذشت. وی شعر می‌سرود و به عادت شاعران زمان بیشتر به غزل‌گویی اشتغال داشت؛ اما شهرتش به سبب منظومه حمله حیدری است که بیستوچهار هزار بیت آن را سرود و باقی را میرزا ابوطالب فندرسکی اصفهانی تمام کرد.» (صفا؛ ۱۳۶۳، ج ۵، ۵۹۱)

حملۀ حیدری باذل در حدود ۲۵۰۰۰ بیت به بحر متقارب است که اینگونه آغاز می‌شود:

به نام خداوند بسیار بخش             خرد بخش و دین بخش و دینار بخش

که در قدرتش چشم دل واکنی           در این آفرینش تماشا کنی

(باذل؛ بی‌تا: ۲)

اشعار مربوط به جنگ علی(ع) با عمروبن عبدود در کتاب ادبیات سال دوم دبیرستان آمده است.

در مقایسۀ اجمالی این ۲۸ بیت شعر از هر دو شاعر آن‌ها به جای رستم در شاهنامه قهرمان داستان را علی(ع) دانسته‌اند؛ اما در حملۀ حیدری راجی به تقلید از داستان رستم و اشکبوس، حضرت علی(ع) پیاده به جنگ عمرو می‌رود. «پیاده جنگ کردن، شگرد دیگری که در جهت هیجانی‌تر کردن جنگ‌های تن به تن در شاهنامه به کار رفته است. جنگ پیاده با سوار که درخشان‌ترین نمونۀ آن جنگ رستم و اشکبوس است». (سرامی؛ ۱۳۷۷: ۴۳۸) و راجی نیز به تقلید، این شگرد را به کار می‌برد.

پیاده به جنگت مرا هست ننگ                      چه ننگ است کایم سواره به جنگ

(راجی کرمانی؛ ۱۳۸۳، ج ۲: ۲۲۱)

اگر بخواهیم این دو شعر را از نظر زبان (لفظ)، معنی و ویژگی‌های ادبی و تصویری بررسی کنیم، می‌بینیم:

از دید معنایی، واژگان به کار رفته در شعر راجی مخلوطی از واژگان حماسی عرفانی هستند. واژگانی مانند «در اسرار»، «غیرت» که واژگانی یکدست و مناسب‌اند:

به وصفش شبی در اسرار سفت                    ولی آنچه گفت از هزاران نگفت

تو گفتی که دست جهان آفرین                   ز غیرت برون آمد از آستین

(راجی کرمانی؛ ۱۳۸۳، ج ۲: ۲۲۵)

اما واژگان باذل حماسی، غنایی هستند و به کار بردن کلمات «رخ، شاهد، آرزو» در بیت:

چو ننمود رخ شاهد آرزو                            به هم حمله کردند باز از دو سو

(گروه مؤلفان، ۱۳۸۷: ۱۳)

در میان کلامت پرصلابت رزمی از اهمیت شعری او می‌کاهد.

بررسی ابیات در سطح لغوی:

تعداد واژگان عربی باذل به مراتب بیشتر از واژگان راجی است؛ مانند: غضنفر، وصی، خصم، آداب ضرب و هفتاد حرب در بیت:

چنین آن دو ماهر در آداب ضرب                و هم رد نمودند هفتاد حرب

(گروه مؤلفان؛ ۱۳۸۷: ۱۲)

که شاید بهتر بود آداب حرب و هفتاد ضرب به کار برده شود و از طرفی واژگان نامأنوس مانند سپهر نبرد در بیت:

که ناگاه عمرو آن سپهر نبرد                        برانگیخت ابرش برافشاند گرد

(گروه مؤلفان؛ ۱۳۸۷: ۱۲)

در دیوان دیده می‌شود. این مصرع «همه رزمگه کوه فولاد گشت» را با کمی تغییر در دیوان راجی نیز می‌بینیم.

ز بس خنجر و نیزه و گرز و خود                      همه رزمگه کوه فولاد بود

(راجی کرمانی؛ ۱۳۸۳، ج ۲: ۲۰۷)

ویژگی‌های ادبی و تصویری:

«در حماسه، اغراق شاعرانه جای همه انواع تصویر را می‌گیرد؛ زیرا تشبیه و استعاره حادثه را محدود و کوچک می‌کنند. در حماسه، چه چیز از اغراق شاعرانه خیالانگیزتر تواند بود.» (شفیعی کدکنی؛ ۱۳۸۵، ۴۴۷)

«اغراق در ساختمان حماسه نیرومندترین عنصر خیال شاعرانه است.» (طالبیان؛ ۱۳۷۸: ۱۵۵)

«و در حماسه جزو ذات شعر است نه یک صنعت ادبی.» (شمیسا؛ ۱۳۷۴: ۱۰۶)

 با وجود این که شعر راجی یک حماسۀ مصنوع و تاریخی است؛ اما کثرت اغراق و مبالغه شعر را پرصلابت کرده و از سوی دیگر نیز از تصاویر تجریدی و انتزاعی دور نیست. مانند:

چنان تیغ برداشت از تن سرش                   که بر تیغ بهرام خورد افسرش

(راجی کرمانی؛ ۱۳۸۳، ج ۲: ۲۲۵)

در مقایسه با این بیت از باذل:

دم تیغ بر گردنش چون رسید                     سر عمرو صد گام از تن پرید

(گروه مؤلفان، ۱۳۸۷: ۱۴)

کاربرد استعاره و تشبیه:

«در سطح ادبی در حماسه، کاربرد استعاره از همه مهم‌تر است؛ شیر، نهنگ- پلنگ (در اصل استعاره مصرّحه از دلاوران و پهلوانان) به عنوان سمبل به کار رفته‌اند» (شمیسا؛ ۱۳۷۴، ۱۰۴) که در هر دو شعر از شیر، اژدها، پلنگ در معنای استعاری استفاده شده؛ اما در شعر باذل کاربرد «چو ننمود رخ شاهد آرزو» از صلابت حماسه می‌کاهد. کلماتی که حتی در اشعار عاشقانۀ فردوسی نیز دیده نمی‌شود و در توصیف و بیان دلدادگی‌ها و نیز وصف بهار و طبیعت نیز واژگانی را به کار می‌برد که رنگ و بوی حماسی داشته باشند؛ مانند: خورشید تابنده تاج خود را می‌نماید. (شفیعی کدکنی؛ ۱۳۸۵: ۴۴۶)

از طرف دیگر «از ابزارهای مهم نقاشی و نمایش در شعر، تشبیه و استعاره است» (شمیسا؛ ۱۳۷۴: ۸۹) که تصویرسازی به وسیلۀ تشبیه باذل نیز ضعیف است؛ مانند مصراع:

برافراخت بازو چو شاخ درخت

مصراعی مانند:

که شد ساخته کارش از زهر چشم

نیز، بیتی خالی از صلابت است؛ در حالی که ابیات در شعر راجی یکنواخت و متعادل‌اند و درواقع فراز و فرود در آن‌ها دیده نمی‌شوند.

بسامد واژگان رزمی حماسی باذل که به عنوان قافیه قرار گرفته‌اند، کم‌تر از واژگان راجی است. واژگانی مانند: (رنگ، فرنگ)، (آرزو، دوسو)، (دین، جهان‌آفرین) در شعر باذل در مقایسه با شعر راجی (زمین، کین)، (سوار، کارزار).

در اشعار گاهی تکرار، خواننده را در چنبرۀ داستان می‌چرخاند:

چنان دید بر روی دشمن ز خشم                          که شد ساخته کارش از زهر چشم

(گروه مؤلفان؛ ۱۳۸۷: ۱۳)

یعنی با یک نگاه خشمگینانۀ امام، یکباره کار عمرو ساخته می‌شود. او دوباره در بیتهای بعدی جنگ را ادامه می‌دهد:

غضنفر بزد تیغ بر گردنش                                درآورد از پای بی سر تنش

(گروه مؤلفان؛ ۱۳۸۷: ۱۳)

با وجود این که عمرو در بیت فوق کشته می‌شود، شاعر در بیت بعد می‌گوید:

دم تیغ بر گردنش چون رسید                           سر عمرو صد گام از تن برید

(گروه مؤلفان؛ ۱۳۸۷: ۱۲)

یعنی چندبار عمرو را می‌کشد و دوباره زنده می‌کند.» (سرحدی؛ ۱۸: ۵۰)

بررسی ابیات در سطح آوایی:

شعر به لحاظ آهنگ در بخش‌های مختلف بیت دارای چند نوع موسیقی است:

الف) موسیقی خارجی

همان وزن عروضی براساس کشش هجا و تکیههاست. (رستگار فسایی؛ ۱۳۸۰: ۷۲) هر دو شعر به تقلید از شاهنامه بر وزن فعولن، فعولن، فعولن، فعل که وزنی رزمی است، می‌باشند.

ب) موسیقی داخلی یا صنایع بدیع لفظی

روش تجنیس یا جناس یکی از روش‌هایی است که در سطح کلمات یا جملات هماهنگی و موسیقی ایجاد می‌کند یا موسیقی کلام را افزایش می‌دهد (شمیسا؛ ۱۳۷۸: ۳۷) ایقاعهای کلمات، موسیقی داخلی آن را ایجاد می‌کند. وزن داخلی با قافیه و ردیف همراه است. (رستگار فسایی؛ ۱۳۸۰: ۷۳)

در شعر باذل واژه‌های «جنگ و رنگ» و «زمین و زمان» جناس اختلافی دارند. در بقیۀ ابیات، کلمات قافیه جناس‌اند.

اما در شعر راجی واژه‌های «زمین و زمان» جناس اختلافی و واژه‌های «تیغ و تیغ» جناس تام‌اند و در بعضی از ابیات کلمات قافیه جناس نیز هستند.

واژه‌های «جنگ، خروشد و سر» نیز تکرار شده‌اند. در مجموع، با توجه به تعداد واژه‌های تکراری و همچنین تعداد جناس‌های بیشتر در شعر راجی، این شعر دارای موسیقی بیشتری هست.

پ) موسیقی کناری

که همان موسیقی قافیه و ردیف و چیزهایی است که بتواند در پایان مصراع‌ها موسیقی ایجاد کند. (رستگار فسایی؛ ۱۳۸۰: ۷۳)

هر دو شعر در قالب مثنوی و اکثر ابیات دو شعر مقفا هستند؛ اما در شعر راجی «جوان» با «جنگ‌آوران» هم قافیه شده است که از عیوب کار شاعری است:

خروشید کای نو رسیده جوان                             کجایند گردان و جنگ‌آوران

اما در شعر باذل «اله» با «اژدها» قافیه قرار گرفته که کاملاً غلط است.

سپر بر سر آورد شیر اله                                 علم کرد شمشیر آن اژدها

نتیجه:

بنا بر آنچه گفته شد، راجی از شاعران برجسته است که لقب فردوسی ثانی را به خود اختصاص داده است. حماسۀ مصنوع حملۀ حیدری اثری ارزشمند و فاخر و دارای امتیازات ویژه و قابل مقایسه با بسیاری از آثار شناخته شده است. یقیناً در بین مردم ایران و در دیگر شهرهای دور افتاده ایران، بزرگانی گمنام وجود دارند که در تاریخ ادبیات ما ناشناس مانده‌اند. بنابراین، آیا جای آن نیست که در صدد شناساندن مفاخر ادبی و دینی و تاریخی خود به مراکز آموزشی، دانش‌آموزان و دانشجویان رشته‌های ادبیات باشیم تا با استفاده بهتر از وجود و آثار آن‌ها در جهت غنای فرهنگ خویش بکوشیم؟

منابع

1. باذل مشهدی، میرزا محمدرفیع ابن محمد؛ کلیات، هفت جلدی، حملۀ حیدری، کانون کتاب، تهران، بیتا.

2. بهزادی اندوهجردی، حسین؛ تذکرۀ شاعران، کرمان، تهران، انتشارات هیرمند، ۱۳۷۰.

3. دانشور، محمد؛ تاریخچۀ محلۀ خواجه خضر، کرمان، انتشارات مرکز کرمانشناسی، ۱۳۷۵.

4. راجی کرمانی، ملا بمان‌علی؛ حملۀ حیدری، جلد ۱ و ۲، تصحیح یحیی طالبیان، محمود مدبری، کرمان، ناشر: دانشگاه شهید باهنر، انجمن آثار مفاخر فرهنگی استان کرمان، ۱۳۸۳.

5. رستگار فسایی، منصور؛ انواع شعر فارسی، چاپ دوم، شیراز، انتشارات نوید، ۱۳۸۰.

6. زرینکوب، عبدالحسین؛ شعر بی‌دروغ، شعر بی‌نقاب، چاپ چهارم، ناشر سازمان انتشارات جاویدان: ۱۳۶۳.

7. سرامی، قدم‌علی، از رنگ گل تا رنج خار، چاپ چهارم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۷.

8. سرحدی، مسعود؛ «باذل مشهدی چالش با سر و سایه فکن»، مجلۀ رشد و ادب، شمارۀ هجدهم.

9. شفیعی کدکنی، محمدرضا؛ صور خیال در شعر فارسی، چاپ هشتم، انتشارات آگاه، ۱۳۸۰.

10. شمیسا، سیروس؛ انواع ادبی، چاپ سوم، تهران، انتشارات فردوس، ۱۳۷۴.

11. شمیسا، سیروس؛ کلیات سبک‌شناسی، چاپ سوم، تهران، انتشارات فردوسی، ۱۳۷۴.

12. صفا، ذبیحالله؛ تاریخ ادبیات در ایران، چاپ دوم، تهران، انتشارات فردوسی، ۱۳۷۴.

13. طالبیان، یحیی؛ صور خیال در شعر شاعران سبک خراسانی، کرمان، مؤسسۀ فرهنگی و انتشاراتی عماد کرمانی، ۱۳۸۷.

14. معین، محمد؛ فرهنگ فارسی، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۴.

15. گروه مؤلفان، کتاب ادبیات فارسی دوم دبیرستان، تهران، شرکت چاپ و نشر کتاب‌های درسی ایران، ۱۳۸۷.

منبع: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

Print
1290 Rate this article:
4/0

Leave a comment

Name:
Email:
Comment:
Add comment

ادبیات

معارف

دیگر علوم انسانی

ارتباط با ما


چارت سازمانی
نشانی:تهران, خیابان بهارستان , خیابان صفی علی شاه , کوچه درویش , پلاک 6 تلفن: 02177687441
تلفن و تلگرام مسوول ثبت نام کارگاه ها: 09399990190

Bayat.Dr@gmail.com :مدیر سایت

همکاری با ما


هر بزرگواری که تخصصی مرتبط با علوم انسانی شیعی داشته باشد (دانشجوی ارشد به بالا)، پس از مصاحبه‌ای کوتاه می‌تواند نوشته‌هایش را در این سایت منتشر کند و به شرط پرکاری صفحه‌ای شخصی در سایت داشته باشد.

هدف و روش ما


ما هر گونه تعصب و پیش داوری را مانع کار علمی می‌دانیم. نام‌ها و عناوین و نیز اقوال مشهور راه را بر نقد و مطالعۀ علمی ما نمی‌بندد.

ما بهترین راه دفاع از عقیده را کار دقیق و درست علمی می‌دانیم.

دربارۀ ما


گروهی دانشجویی هستیم که دربارۀ ادبیات و فرهنگ شیعی تحقیق می‌کنیم. دامنۀ تحقیق ما تمام علومی است که به نحوی می‌تواند به ادبیات و فرهنگ شیعی کمک کند؛ علومی مثل قرآن و حدیث، تاریخ، کلام، عرفان، فلسفه، هنر و ...

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به به سایت سلیس می باشد.

طراحی شده توسط DnnTeam.com