تحلیل ظرفیت‌های تمثیلی حکایات مربوط به پیامبر اکرم (ص) در مثنوی مولانا - قسمت دوم

فاطه کوپا

قسمت نخست

حکایت دوم:

(ماجرای فریاد رسیدن رسول اکرم (ص) کاروان عرب را ...)، دفتر سوم، ابیات 3130، 3203

خلاصۀ حکایت:

نبی اکرم (ص) و همراهان در بیابانی سوزان به جماعتی از اعراب می‌رسند که از حرارت و بی‌آبی درمانده شده‌اند، نبی (ص) آنان را به سوی تپه‌ای راه می‌نماید که غلامی سیاه با مشکی آب در پس آن در حرکت است. پس از به حضور آوردن غلام، همگان از آب مشک می‌نوشند؛ اما پس از پر کردن مشک‌های خود، در نهایت اعجاب مشک غلام را انباشته از آب می‌بینند، غلام از مشاهده این اعجاز، منقلب می‌شود و ایمان می‌آورد و با تماس دست نبی (ص)، سیاهی رخسارش رنگ می‌بازد و سپیدی می‌گیرد؛ اما پس از مراجعت به موطن خود، خواجه‌اش او را نمی‌شناسد و سرانجام پس از پرسش و پاسخی دوسویه از حقیقت امر آگاه می‌شود:

چون بیامد پیش، گفتش: کیستی؟           از یمن زادی و، یا ترکی ستی؟

گو غلامم را چه کردی، راست گو          گر بکشتی، وانما، حیلت مجو

کو غلام من؟ بگفت: اینک منم              کرد دست فضل یزدان روشنم

رنگ، دیگر شد، ولیکن جان پاک          فارغ از رنگ‌ست و از ارکان و خاک

(مثنوی، دفتر سوم، ابیات 381، 82، 84، 89)

ساختار اصلی این داستان چنان با پیش زمینه‌های ذهنی مخاطب در قلمرو عرفان هماهنگی دارد که تنها اشاره و قرائتی موجز، کافی است که خواننده را متوجه منظور اصلی شاعر سازد و تأثر عاطفی شاعر را در ذهن او تجدید کند و ذهن و نگاه داوری خواننده را با شاعر همسو و همساز نماید؛ زیرا اگر «نسبت ما به عنوان مخاطب یا هنرپذیر، همانند نسبت هنرمند با نقش‌های ذهنی و خیالی او باشد، می‌توان از هماهنگی و هم‌سانی میان هنرمند و هنرپذیر سخن به میان آورد؛ به این معنا که حالات و کیفیاتی که اثر ادبی در هنرپذیر بر می‌انگیزد، مطابق با حالات و کیفیاتی باشد که آن اثر در هنرمند برانگیخته است.

بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که در چنین حالتی، اثر ادبی آن دو ـ هنرمند و هنرپذیر ـ را نسبت به خود هم‌سان ساخته است. در هم‌سانی، اشتراک فکری و عاطفی یا هم‌دلی برقرار است و هم‌سانی به عنوان کارکرد نهایی ادبیات، مشروط بر «هم‌سویی» است؛ به این معنا که ابتدا میان هنرمند و هنرپذیر هم‌سویی برقرار می‌شود و سپس هم‌سانی تحقق می‌یابد» (فرزاد، 1381:15 و 16 ـ حافظی، 1370: 88 و 89).


مفهوم تمثیلی حکایت:

گروهی از سالکان طریق در وادی هولناک جهان مادی، دچار مهالک و مهابط طریق می‌شوند و با رهنمود پیری راه‌دان به آبشخور معنویت (فیوض رحمانی) راه می‌یابند.

خواجه غلام نیز مثل کسانی است که در بند مادیات و ظواهر دنیوی گرفتار شده‌اند و به ناگزیر ملاک و معیار شناختشان نیز مادی است.


مشخصات عمده داستان:

ـ مایۀ زمینه داستان: گرفتاری گروهی از اعراب در بیابان

ـ موضوع داستان: تلاش گم‌گشتگان جهت رهایی از گرفتاری

ـ شخصیت‌ها: کاروان اعراب، نبی اکرم (ص)، غلام سیاه، خواجه غلام.

ـ‌حادثه: گم‌گشتگی و درماندگی اعراب و تلاش آن‌ها جهت رهایی.

ـ نتیجه: رهایی و نجات کاروانیان


رمزگشایی تمثیل



حکایت سوم

(ماجرای یاری خواستن حلیمه از بتان ...) دفتر چهارم، ابیات 915 ـ 1040)

خلاصۀ حکایت:

ماجرا با ورود حلیمه به همراه نبی اکرم (ص) (به هنگام طفولیت نبی) به محوطۀ کعبه و شنوانیدن سروش هاتفی غیبی به گوش جان او، حیرت و سرگشتگی حلیمه، بر زمین نهادن طفل و گم شدن او آغاز می‌شود.

حلیمه در عین بهت و سرگشتگی، جست و جوی خانه به خانه خود را آغاز می‌کند؛ اما در نهایت با دستی تهی باز می‌گردد؛ سرانجام پیرمردی کوژپشت حلیمه را به سوی «عزی» که بنابر باور او از اسرار غیب آگاه است، هدایت می‌کند. اما به محض بر زبان آوردن نام محمد (ص) همه بت‌های کعبه به رسم سجده سر خم می‌کنند و در حال از منزلت و جایگاه برتر نبی و عجز و نگون‌سازی خود زبان بر می‌دارند.

عبدالمطلب، نیای رسول (ص) پس از اطلاع از ماجرا، سراسیمه به در کعبه می‌آید و با عجز و لابه محمد (ص) را از خدا می‌خواهد و در نهایت ندایی از درون کعبه او را به خود می‌خواند و از محل اختفای نبی پرده بر می‌دارد:‌

با دوصد اقبال او محفوظ ماست           با دو صد طلب ملک محفوظ ماست

عشق‌ها داریم با این خاک، ما               زآن که افتادست در قعده رضا

در فلان وادی است زیر آن درخت        پس روان شد زود پیر نیک‌بخت

(مثنوی، دفتر چهارم، ابیات 997، 1002، 1034)

ساختار اصلی او ترکیب عناصر حکایت سوم به گونه‌ای است که مخاطب را به سوی معنای نمادین نهفته در آن هدایت می‌کند، البته وقوف و نیل مخاطب به مفاهیم نهفته در بطن حکایات تمثیلی، ریشه در هم‌سویی گوینده و مخاطب دارد؛ زیرا هنرمند ادبی به عنوان صورتگر زبان در قالب صورت‌های ادبی، آینه تصور ما را در برابر آیینۀ تصور خود قرار می‌دهد و در نهایت بر دو آیینه نقشی همانند پدیدار می‌شود.


مفهوم تمثیلی حکایت

یکی از سالکان طریق حق در اثنای سلوک، با شهود برخی از اسرار غیب دچار بهت و حیرت می‌شود و به دلیل عدم دست‌یابی به پیری راه‌دان برای زمانی نامعلوم، از مسیر حقیقت به یک سو می‌افتد؛ اما پس از پیدا کردن خود (صحو هوشیاری) در جستجو بر می‌آید. اما در اثر التجا به وسایط مادی و ظاهری به نتیجه نمی‌رسد و سرانجام پیری راه‌دان، مرید را راه می‌نماید و او را به سوی حقیقت از دست رفته، رهنمون می‌شود.


مشخصات عمده داستان:

ـ مایۀ زمینه ساز داستان: رویارویی و مقابله شخصیت اول داستان با تجربه‌ای روحانی و سرگشتگی و حیرتی مرتبت بر آن.

ـ موضوع داستان: گم شدن فرزندخوانده و جست و جوی او از سوی شخصیت اول داستان.

ـ شخصیت‌ها: حلمیه، نبی اکرم (ص)، پیرمرد راهنما، بت‌ها، عبدالمطلب.

ـ حادثه: گم شدن فرزند خوانده، تلاش مادرخوانده برای یافتن او.

ـ نتیجه: یافتن گمشده و آگاهی از حقیقت


رمزگشایی تمثیل:


 

حکایت چهارم:

(ماجرای انداختن نبی اکرم (ص)، خود را از کوه حری از وحشت دیر نمودن جبرئیل (ع)؛ دفتر پنجم، ابیات 3646 ـ 3535).

خلاصۀ حکایت:

ماجرا در قالب تصویری موجز از حزن و تألم مفرط نبی اکرم (ص) به دنبال تأخیر و تأنی جبرئیل در ابلاغ وحی (نفخه‌ها و نسیم‌های جان بخش الهی) پی افکنده می‌شود و با حضور مجدد جبرئیل در وعده‌گاه اسرار ربانی و تسکین و انبساط خاطر نبی (ع) دنبال می‌شود؛ اما پس از زمانی کوتاه، خوف مجدد رسول (ص) از فراق و هجران از حقایق الوهی و وقوف دوباره در وادی هولناک جهان مادی، دگرگونی روحی (قبض و تألم خاطر) را در وجود ایشان تجدید می‌نماید.

مصطفی را هجر چون بفراختی             خویش را از کوه می‌انداختی

تا بگفتی جبرئیلش: هین مکن               که تو را بس دولت است از امر کن

مصطفی ساکن شدی ز انداختن            باز هجران آوریدی تاختن

باز خود را سرنگون از کوه، او              می‌فکندی از غم و اندوه او

همچنین می‌بود تا کشف حجیب           تا بیابید آن گهر را او ز جیب

(مثنوی دفتر پنجم، ابیات 3535، 3538، 3540)


مفهوم تمثیلی حکایت:

یکی از سالکان طریق حق در اثنای سلوک به دلیل بریتش و انقطاع از اسرار و حقایق عرفانی، دچار دهشت و قبض می‌شود و از فرط قلق و تألم، از مسیر حقیقت به یک سو می‌افتد. اما سرانجام پیری راه یافته با حضور مجدد خود و دمیدن انفاس پاک رحمانی، مرید را ره می‌نماید و او را به سوی حقیقت از دست رفته رهنمون می‌شود.

دگرگونی مداوم روحی نبی اکرم (ص) نیز تمثیلی گویا از حالات قبض و بسط رهروان طریق معرفت است که تا رسیدن به سرفصل مقصود همچنان ادامه می‌یابد.


مشخصات عمده داستان:

ـ مایۀ زمینه ساز داستان: سرگشتگی و تألم خاطر قهرمان اصلی داستان.

ـ موضوع داستان: حزن و تألم شخصیت اصلی و حضورهای مکرر یاریگر داستان جهت رهایی قهرمان داستان از مهلکه.

ـ شخصیت‌ها: نبی اکرم (ص)، جبرئیل (ع).

ـ حادثه: دگرگونی مداوم روحی قهرمان، تلاش مکرر او در جهت از میان بردن خود، حضور تسلابخش یاریگر جهت رهایی قهرمان.

ـ نتیجه: رهایی شخصیت اصلی داستان.


رمزگشایی تمثیل


 

قسمت سوم

منبع: civilica

Print
762 Rate this article:
No rating

Leave a comment

Name:
Email:
Comment:
Add comment

ادبیات

معارف

دیگر علوم انسانی

ارتباط با ما


چارت سازمانی
نشانی:تهران, خیابان بهارستان , خیابان صفی علی شاه , کوچه درویش , پلاک 6 تلفن: 02177687441
تلفن و تلگرام مسوول ثبت نام کارگاه ها: 09399990190

Bayat.Dr@gmail.com :مدیر سایت

همکاری با ما


هر بزرگواری که تخصصی مرتبط با علوم انسانی شیعی داشته باشد (دانشجوی ارشد به بالا)، پس از مصاحبه‌ای کوتاه می‌تواند نوشته‌هایش را در این سایت منتشر کند و به شرط پرکاری صفحه‌ای شخصی در سایت داشته باشد.

هدف و روش ما


ما هر گونه تعصب و پیش داوری را مانع کار علمی می‌دانیم. نام‌ها و عناوین و نیز اقوال مشهور راه را بر نقد و مطالعۀ علمی ما نمی‌بندد.

ما بهترین راه دفاع از عقیده را کار دقیق و درست علمی می‌دانیم.

دربارۀ ما


گروهی دانشجویی هستیم که دربارۀ ادبیات و فرهنگ شیعی تحقیق می‌کنیم. دامنۀ تحقیق ما تمام علومی است که به نحوی می‌تواند به ادبیات و فرهنگ شیعی کمک کند؛ علومی مثل قرآن و حدیث، تاریخ، کلام، عرفان، فلسفه، هنر و ...

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به به سایت سلیس می باشد.

طراحی شده توسط DnnTeam.com