شرح احوال و ارزش‌های ادبی ماتمکدۀ بیدل قزوینی - قسمت نخست

شرح احوال و ارزش‌های ادبی ماتمکدۀ بیدل قزوینی - قسمت نخست

حمید عابدی‌ها[1]

چکیده:

ماتمکدۀ بیدل قزوینی از جمله مقتل‌های مهم (به اعتبار دقت در استنادها و تأثیرگذاری بر آثار پس از خود) و کم‌نظیر (از نظر ادبیّت و بلاغت) تاریخ ادب فارسی است. مولا قربان ابن رمضان بادشتی قزوینی رودباری متخلص به بیدل (شاعر و مرثیه‌پرداز سدۀ سیزدهم هجری، زنده به سال 1267 ق) در حدود 1248 ق به تألیف مقتلی به نظم (در قوالب گوناگون) و نثر (مسجع) اقدام کرده است و طی آن احوال و جریان‌های حماسۀ عاشورای سال 1261 ق را با استناد به بیش از ده منبع تاریخی و روایی به تصویر کشیده است. در این پژوهش به ترجمۀ حال بیدل و مسائل کلی ماتمکدۀ او و نیز روش تصحیح و توضیح اثر اشاره شده است، سپس برخی از ویژگی‌ها و ارزش‌های ادبی کتاب، از جمله آن چه به نظم، نثر، بلاغت، سبک و تأثیرها و تأثرها بر می‌گردد، به میان آمده است و در نهایت با ذکر نمونه‌هایی به نقد محتوایی ـ ساختاری کتاب پرداخته است.

کلیدواژه‌ها: ماتمکده، بیدل قزوینی، مرثیه، ارزش‌های ادبی، نقد محتوایی ساختاری.

مقدمه:

در روز دهم محرم سال 61 ق حادثه‌ای در جهان اسلام روی داد که در اندک زمانی شعاع آن نه فقط بر سرزمین‌های اسلامی؛ بلکه بر تمامی اقطار جهان تابید و افکار و اذهان جهانیان را به خود جلب کرد و نام کربلا و عاشورا را بر سر زبان‌ها افکند. امروز نام نهضت خونین کربلا و عظمت و قداست این حرکت شجاعانه به منزلۀ یکی از متعالی‌ترین جلوه‌های روح انسانی و ظلم‌ستیزی به گوش همۀ مردم عالم آشناست. گرچه قهرمانان این قیام مقدس تعداد اندکی بودند؛ اما خیلی زود بزرگ‌ترین حوادث تاریخی را تحت‌الشعاع عظمت قیام خود قرار دادند و نبردی که در یک بامداد آغاز و در نیمۀ همان روز پایان یافت بزرگ‌ترین جنگ‌های تاریخ را از خاطرها محو کرد (صاحب‌کاری، 1379: 17).

از آغاز تاکنون هیچ حادثه‌ای مانند حادثۀ کربلا محور و مضمون ادب شیعه نبوده است. صدها کتاب و هزاران شعر دربارۀ کربلا به زبان عربی و فارسی نگاشته شده است؛ البته مسئلۀ «غدیر» نیز جایگاه بلندی در ادب شیعه دارد و غدیریه‌های فراوانی در قرون اولیۀ اسلامی سروده شده است که علامه امینی بخش زیادی از این غدیریه‌ها را در مجلدات مختلف الغدیر گرد آورده است. گفتنی است مضامین مهم ادب شیعی در ادب عرب عصر اموی و عباسی پاسخ‌گویی است به افتراهای مخالفان و شرح مظالم حکام جور و ذکر مصائب و مراثی اهل‌بیت (ع) و دفاع از حقوق ایشان و تفصیل حوادثی مانند: فاجعۀ طف و حبس و شهادت ائمه (ع) و کشتار انقلابیون بنی‌هاشم، از جمله محمد بن عبدالله محض و زید بن علی بن حسین و یحیی بن زید و نیز شرح معجزات و مناقب امام علی (ع) و اثبات افضلیت و خلافت او و ذکر احادیثی در فضایل ائمۀ اطهار (ع) و بر شمردن مطاعن غاصبان در حق ایشان و تخطئۀ آرا و فتاوی برخی فقهای اهل سنت که در همۀ آن‌ها روح انقلاب و دعوت به قیام مسلحانه و حالت تعرض و حماسه به چشم می‌خورد. در حقیقت ادب شیعه در لفظ و معنی پیرو کلام علی (ع) و ائمۀ اطهار (ع) بوده است و بر محور خون‌خواهی و انتقام از ستمکاران، انتظار بهبود و فرج، و اطمینان از آیندۀ بهتر یعنی پیروزی تشیع بر مخالفان پیش رفته است (آل داود، 1389: 17 ـ 18).

ماتمکدۀ بیدل قزوینی کتابی است به نظم و نثر در مراثی سیدالشهدا (ع) و یاران با وفای آن حضرت. مرثیه از نظر ماهیت جزء ادب غنایی به شمار می‌رود؛ زیرا شاعر در آن احساسات و عواطف خود را بیان می‌کند. مرثیه در ادب فارسی سابقه‌ای دیرین دارد و در نخستین دوران شعر فارسی؛ یعنی دوران رودکی، نیز دیده می‌شود و امروز نیز در آثار شاعران معاصر رواج دارد. مرثیه ممکن است دربارۀ یکی از ائمۀ دین باشد که از میان آن چه بیش‌تر در میان مردم رایج است، معمولاً مراثی سالار شهیدان امام حسین (ع) است. این نوع در ادبیات فارسی اغلب منظوم است و در هر قالب عروضی، به ‌ویژه در قصیده و مثنوی، سروده می‌شود و از جاذبه‌های کار بیدل این است که تقریباً نیمی از مرثیه‌های اثر خویش را در قابل غزل سروده است. گفتنی است که در گذشته‌های سبکی شعر فارسی مرثیه‌های فاخر و ارجمند در قابل قصیده سروده شده‌اند، با این حال سرایش مرثیه در غالب غزل نیز در ادبیات قدیم فارسی بی‌سابقه نیست؛ چنان که خاقانی غزل:

صبحگاهی سر خوناب جگر بگشایید      ژالۀ صبحدم از نرگس تر بگشایید (1378: 158)

را در سوگ فرزند خویش امیر رشید الدین سروده است و سیف فرغانی غزل:

ای قوم در این عزا بگریید         بر کشتۀ کربلا بگریید (1341: 176)

و مولانا غزل:

کجایید ای شهیدان خدایی         بلاجویان دشت کربلایی (1378: 978)

را در مرثیۀ کشتگان کربلا و حافظ غزل:

بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد  باد غیرت به صدش خار پریشان دل کرد (1377: 181)

را در رثای فرزند یا ممدوح در گذشتۀ خویش در همین قابل سروده‌اند. مرثیه با عنوان رثا در شعر عرب نیز بسیار رواج داشته است. دیوان خنساء، شاعرۀ عرب (1224 ق)، مشحون از مراثی او در مرگ برادرانش است. هم‌چنین در ادبیات فرنگی به مرثیه، elegy گفته می‌شود و مراثی آلفرد تنیسون (Alfred Tenison)، شاعر دربار بریتانیا در نیمۀ دوم قرن نوزدهم، در رثای دوست شاعر خود معروف است (شمیسا، 1378: 221 ـ 222). مشهورترین مرثیۀ منظوم در عزای حسینی ترکیب‌بند محتشم کاشانی (996 ق) است. دوازده بند او در ذکر وقایع کربلا تا زمان ما در مجلس‌های عزای آن امام زبان زد مرثیه‌خوانان و روضه‌خوانان بوده است و به قول آذر بیگدلی «در اکثر بلاد اسلام بین الخاص و العام مشهور است» (صفا، 1378: 343).

ماتمکده جز آن که در ردیف مقاتل ارزندۀ حماسۀ عاشورای 61 قمری به شمار می‌رود، در زمرۀ یکی از آثار فاخر نظم و نثر دورۀ قاجار نیز به شمار می‌رود که متأسفانه تا کنون از توجه دانشمندان علوم ادبی و نیز پژوهندگان تاریخ تشیع و علاقه‌مندان به مراثی امام حسین (ع) پوشیده مانده است و در زمینۀ تصحیح و شرح آن اقدامی علمی نشده است. این غفلت در حالی است که مرحوم آقابزرگ تهرانی بیدل را «شاعر ادیب» وصف کرده است (آقابزرگ تهرانی، 1403، ج 3، 186) و صاحب قصص العلماء دربارۀ او و کتابش نوشته است:

«... و کتابی در مصیبت نوشته که در آثار حزن و اندوه سرآمد کتب مصیبت است و هرگز برای غیر اهل بیت علیهم السلام مدح نمی‌گفت و هجو نمی‌کرد؛ بلکه اشعارش منحصر به مراثی و نواحی مصیبت است ...» (تنکابنی، بی‌تا: 148)

پیشینۀ پژوهش:

به گواهی آنچه در فهرست‌وارۀ دست‌نوشته‌های ایران دربارۀ ماتمکده آمده است، از این کتاب 29 نسخۀ خطی در کتابخانه‌های عمومی و خصوصی موجود است (درایتی، 1389: ج 8، 235). پس از آمدن صنعت چاپ به ایران در دورۀ قاجار، کتاب، چاپ سنگی شد (مشار، 1353: ج 4، 71) و اکنون نسخه‌های چاپی موجود از این نشر به مراتب کم‌تر از نسخ مخطوط قابل دسترسی است. در 1388 ش مرادعلی توانا با اتکا به نسخۀ خانوادگی، که نزد وی بوده است، بی‌هیچ مقابله و تطبیقی اقدام به چاپ تک نسخۀ خویش کرده است که به دلیل بدخوانی و نیز حروف‌چینی با اغلاط فراوانی همراه شده است. مختصر این‌که، تا این زمان هیچ کار علمی‌ای در زمینۀ تصحیح و مقابلۀ نسخه‌های دست‌نویس و هم چنین دربارۀ توضیح و تشریح این اثر انجام نشده است و پژوهش پیش رو نخستین اقدام در این زمینه است.

بیدل قزوینی (احوال):

مولد و وطن:

مولا قربان بن رمضان بادشتی رودباری قزوینی اهل روستای باغ دشت از روستاهای مربوط به بخش رودبار الموت (الموت شرقی کنونی با مرکزیت معلم کلایه) بوده و در قرن سیزدهم می‌زیسته است. از تذکره‌های دورۀ قاجار و پس از آن و تواریخ ادبی موجود از سال ولادت و وفات وی اطلاع دقیقی به دست نمی‌آید. هرچه دربارۀ احوال و آثار او ثبت و ضبط شده است، برگرفته از مقدمۀ نسبتاً مفصلی است که خود در آغاز اثرش نگاشته است و از آن نظر که در آن مقدمه مصنف بیش‌تر به احوال خویش در حین تألیف کتاب اشاره کرده است و از زادگاه، مکان زندگی، خاندان و سایر جزئیات زندگی‌اش جز آن چه مربوط به دورۀ تألیف ماتمکده می‌شده سخنی نگفته است، معمولاً آن چه در تذکره‌ها و کتاب‌ها دربارۀ مؤلف و اثرش ذکر شده از نوع تقلید و تکرار است.

تخلص:

عنوان شعری وی، چنانکه خود در مقدمۀ ماتمکده نوشته، بیدل است (قربان ابن رمضان البادشتی الرودباری القزوینی المتخلص به بیدل ...) در فهرست‌واره‌های نسخ فارسی و نیز در تذکره‌ها و تواریخ ادبی او با عنوان‌های بیدل، بیدل قزوینی، بیدل رودباری، بیدل الموتی، بیدل تعزیت‌نگار، بیدل ماتم‌سرا، و بیدل ثانی شناخته می‌شود.

دیوان اشعار:

بی‌شک بیدل دیوانی داشته است و اگر غیر از این بود انتخاب تخلص بیدل فقط برای اشعار مندرج در ماتمکده، که از حیث محتوا همگی مرثیه و از نظر قالب اغلب مثنوی است، شایسته نبود. به هرحال تاکنون دیوانی مستقل از وی یافت نشده است. توضیح این‌که آن چه در صفحۀ 300 از جلد پانزدهم فهرست کتابخانۀ مجلس شورای ملی به اشتباه با عنوان دیوان بیدل رودباری ثبت شده است، در واقع نسخۀ خطی دیگری از ماتمکده است که آغاز و انجام آن عبارت است از:

آغاز:

دوستان آیید از پیر و جوان        سر به سر با ناله و آه و فغان

یک زمان گرییم در این انجمن    بر حسین یعنی برای خویشتن

انجام:

با فغان لب بر گلوی او نهاد       رویی بر روی نکوی او نهاد (افشار و دیگران، 1347: ج 15، 300)

هم‌چنین آنچه در صفحۀ 186 از جلد سوم الذریعه با عنوان مثنوی برای بیدل ذکر شده است، اشاره به ماتمکدۀ اوست. با این همه در صفحۀ 188 از جلد دوم فهرست نسخه‌های خطی کتابخانۀ مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی قم از دیوان بیدل نامی، که معشوقش در غزل امام علی (ع) است، سخن به میان آمده و چند بیت نقل شده است که جای تحقیق دارد که این بیدل، کدام بیدل است. در قصص العلما و باب الجنه نیز اشعار پراکنده‌ای از او درج شده است؛ چنانکه یک رباعی در وصف حاج میرزا آغاسی وزیر محمدشاه قاجار سروده است یا تک بیتی که در هجو کسی سروده است که به تعبیر تنکابنی طویل اللحیه بوده و ریش درازی داشته است و به قول گلریز در انجام کار او یا به گفتۀ تنکابنی در وساطت کار پدرش قصور کرده است.

تحصیلات:

نکتۀ دیگری که دربارۀ بیدل بر مبنای مقدمۀ وی و اشارات باب الجنه و قصص العلما و نیز مداقه در متن ماتمکده به دست می‌آید، این است که او به تحصیل علوم دینی و به تعبیر خودش «علوم رسمیه» در مدارس آن روزگار قزوین اشتغال داشته و از همین رو «مولا، ملّا» لقب گرفته است. وی در حدود 60 سالگی در 1266 برای تقدیم کتابش به دربار قاجار به تهران رفته و آن را به ناصرالدین شاه عرضه کرده است و آن سال، سال دوم سلطنت ناصری بوده است. این که آیا در سال‌های حضورش در تهران به تحصیل یا تدریس اشتغال داشته یا نه بر ما پوشیده است. گلریز (1368: 40) و تنکابنی (بی‌تا: 147 ـ 149) به تحصیل علوم در قزوین و ارتباط و اعتبارش در نزد حجت الاسلام حاج سید محمدباقر شفتی اشاره کرده‌اند. بیدل در جریان تألیف اثرش، آن‌گاه که نیاز مالی داشته است، حجت الاسلام سید محمدباقر اصفهانی از وجوهات تحت تصرف خویش یکصد تومان نقد و دویست تومان حوالۀ بروجردی به وی تقدیم می‌کند (همان: 148). پس از پایان کار تألیف نیز بعضی از علمای زمان، کارش را می‌بینند و می‌ستایند. این همه از سرشناسی و جایگاه علمی بیدل حکایت می‌کند.

تحول روحی بیدل:

در آغاز به نظر نگارنده این چنین می‌رسید که آنچه صاحب باب الجنه در بارۀ ارتکاب پاره‌ای از معاصی و اشتغال به مناهی و ملاهی با قید «احتمالاً» به بیدل نسبت داده است (گلریز، 1368: ج 2، 408) ظاهراً اشتباهی است که از روی اظهار نظر خاضعانۀ خود او در مقدمه به دست آورده است، آن جا که می‌نویسد:

«... در شبی سیاه‌تر از نامۀ اعمالم و درازتر از رشتۀ آرزو و آمالم با خود گفتم: ای بی‌خود گشتۀ شراب جهل و نادانی و ساغر شکستۀ رحیق علوم ربانی عمرت از چهل گذشت و تو در جهلی و زورق جسمت در گرداب بلاخیز دنیا به لای ناتوانی نشست و تو را گمان که در ورطۀ سهلی ...» (بیدل قزوینی، نسخۀ دست‌نویس س: 7).

یا جای دیگر که سخن از ابتلا به بیماری طاعون به میان می‌آورد و می‌گوید:

«... اعمال ناشایستۀ این خطاکار مجسم شد و به صورت طاعون ظاهر گردید ...» (همان: 9)

با این همه، ضمن تورق قصص العلمای تنکابنی، که در بخش مربوط به حجت الاسلام شفتی به مناسبتی سخن از بیدل به میان آورده و اذعان کرده که با بیدل صداقت داشته، نوشته است:

«بیدل، که در بدو امر پرهیزگاری و تقوایی نداشت، از آن پس تائب و زاهد و عابد؛ بلکه ازهد و اعبد اقران خود شد» (تنکابنی، بی تا: 148).

ماتمکده:

وجه تسمیه:

انگیزۀ نامگذاری کتاب به ماتمکده به قلم خود مؤلف در مقدمه توضیح داده شده است:

«... چون هر ورقی از اوراقش مشتمل بر اظهار حزن و سوگواری و هر صفحه از صفحاتش متضمن بر اشعار عزا و ماتم‌داری بود، هر کلمه از کلماتش را تشبیه کردم به ماتم‌داری که در عزای جناب سیدالشهدا لباس سیاه پوشیده و در ماتم سرای آن حضرت در عزا نشسته؛ لذا این کتاب را ماتمکده نام نهادم ...».

سپس قطعه شعری دوارده بیتی دربارۀ این نامگذاری سروده که مطلع آن چنین است:

این مصیبت‌نامه آمد نامش از حکم قضا    ز آسمانم بر دل از دل بر زبان ماتمکده (بیدل قزوینی، 1275: 4)

آن گاه در مقطع برای اتمام کتاب یعنی سال 1267 مادۀ تاریخی را در مصراع دوم درج کرده است:

از ادب سر را به پیش آورد و در تاریخ گفت      محفلی شد بیدل از قدوسیان ماتمکده (همان: 5)

انگیزۀ تألیف:

چنان که با از مقدمۀ نویسنده بر می‌آید، ماتمکده در پی حدیث نفس و توبه و تنبهی پدید می‌آید که در یک شب ظلمانی برای بیدل پیش می‌آید و خوابی که او در همان شب می‌بیند. او در آن رؤیای صادقه، جوانی نورانی و فرشته خصال را می‌بیند «که سراپای جسمش از جان سرشته» و لوحی را در پیش چشم او باز می‌دارد «که در آن لوح به خط جلی نوشته بودند: من بکی علی الحسین أو آبکی أو تباکی وجبت له الجنه». چنان که پیش‌تر اشاره شد، مدتی در «فعل آوردن آن خیال کاهل» بوده و بدان اهتمام نکرده است تا این که در 1248 ق مرض خانمان‌سوز طاعون، قزوین را فرا گرفته و «جمع کثیری از دار فنا کوچیده و به دار بقا آرمیده‌اند». بیدل در این احوال و در حین ابتلا به تربت پاک سید الشهدا استشفا می‌کند و نذر می‌کند که «اگر شفا یابم، کتابی را که خیال کرده بودم و به تأخیر انداخته و اقدام نمی‌نمودم در روزی که نجات یابم شروع به تألیف آن نمایم.» از آن پس به جمع‌آوری و مطالعۀ کتاب‌های مقتل و حدیث و اخبار مصیبت اهتمام کرد و «به طریق ترکیب نظم و نثر» اقدام به تصنیف کتاب کرد.

سال آغاز و انجام تألیف کتاب:

بنابر آن چه از مقدمۀ منثور مؤلف بر می‌آید، وی در پایان 40 سالگی در اندیشۀ انجام کاری کارستان و پرهیز از قیل و قال مدرسه و علوم مدرسی بود و با خوابی که در همان روزگاران، به گونه‌ای که پیش از این شرح آن گذشت، دید برای تألیف کتابی در سوگ امام حسین (ع) عزم جزم کرد و باز بنا بر اظهارات وی در همان مقدمه پس از مدتی درنگ و اهمال در آغاز تألیف کتاب بلافاصله پس از رهایی از طاعون، که در 1248 ق بدان مبتلا بود، اقدام به تصنیف ماتمکده می‌کند. با فرض این که از موقع وقوع آن رؤیای صادقۀ مبشره‌مانند تا سال آغاز تألیف کتاب درنگی که حاصل شده است، کم‌تر از یک سال بوده باشد، احتمالاً سن مصنف در آن هنگام (شروع کار ماتمکده) از 40 گذشته و سال ولادت او بر این اساس باید حدود 1207 ق بوده باشد. نکتۀ دیگر این است که هنگام اتمام جلد دوم (به گواه ماده تاریخ شعر پایانی مقدمۀ یاد شده) سال 1267 ق بوده است و مؤلف در آن هنگام حدوداً 60 سال داشته است. چنان که گذشت، تا آن جا که صاحب این قلم جست‌وجو کرده است در هیچ جا از سن و سال، ولادت و وفات مؤلف ماتمکده سخنی به میان نیامده است. هم چنین دربارۀ محل دفن او چیزی بر ما معلوم نیست.

روال روایی:

روایت ماتمکده از زمان شهادت بنی‌هاشم و اصحاب به بعد؛ یعنی با شهادت حضرت علی اصغر (ع) و تنهایی و تشنگی و سپس شهادت امام (ع)، آغاز می‌شود. بیدل در همان مقدمۀ موصوف به این تصریح می‌کند که در آغاز ماجرای شهادت امام و آغاز دورۀ اسارت اهل بیت (ع) و گسیل داشتن ایشان از کربلا به کوفه و از آن جا به منزل به سوی شام را به رشتۀ تحریر کشیده و بر آن بوده است که جلد دیگری، که مقدمات جریان حماسۀ حسینی را در بر گیرد؛ یعنی موضوع‌های خروج امام از مدینه و سفر حج ایشان سپس حرکت کاروان امام به سوی کوفه و توقیف کاروان در کربلا و نیز مکاتبه‌ها و خطبه‌های ایشان و سرانجام نحوۀ آغاز جنگ و چگونگی به شهادت رسیدن مسلم و شهادت 72 تن در روز عاشورا را در جلد دیگری تألیف کند. در هر حال تصنیف جلد اول هرگز اتفاق نیفتاد و ماتمکده بی‌ آن که دارای مجلداتی شده باشد در واقع همان جلد دوم از طرح اولیۀ بیدل است. با این حساب، آغاز کتاب تنهایی و شهادت سالار شهیدان و پایان آن بازگشت کاروان اسیران در اربعین اول به کربلا و زیارت محل دفن پاک شهداست.

ساختار و تقسیمات درونی:

ماتمکده در نسخۀ اساس مشتمل بر 407 صفحۀ 21 سطری است که به 35 مجلس تقسیم می‌شود و هر مجلس روایت یک جنبه از سوگ‌وارۀ حسینی را در بر دارد. بعضی از مجالس به لحاظ گستردگی حجم و نیز به دلیل عنوان‌های فرعی، که بیانشان در ذیل عنوان اصلی آن مجالس ضروری به نظر می‌رسد، خود از تقسیم‌بندی‌های جزئی‌تری تشکیل شده‌اند که «مشعله» نام دارد. به نظر می‌رسد ماتمکده با 35 مجلس و مشعله های متعدد، برای خواندن و شنیدن در مساجد، تکایا، و حسینه‌ها از آغاز ماه محرم تا اربعین حسینی در ماه صفر تنظیم شده است؛ زیرا تقسیمات داخلی کتاب، اعم از مجلس و مشعل با حجم‌های نسبتاً مساوی، به حدود 50 بخش (که همین ایام یاد شده را در بر می‌گیرد) می‌رسد. برای نمونه عنوان سه مجلس نخست، که رسانای محتوا و هم چنین ترتیب و توالی مضمونی هر مجلس است، به ترتیب آورده می‌شود:

مجلس اول:

در بیان اراده کردن جناب سید الساجدین به سوی میدان و استغاثه کردن سرور شیهدان و مأیوس شدن آن بزرگوار از یاری کردن پدر در آن عرصۀ پر انقلاب (بیدل قزوینی، 1275: 7)

مجلس دویم:

در ذکر وصیت کردن جناب سیدالشهدا، اهل بیت خود را به صبر و شکیبایی و شهادت علی اصغر شیرخواره از تیر ظلم اعدا (همان: 30)

مجلس سیم:

در وداع آن حضرت با اهل بیت طاهرین و مکالمات زینب خاتون با آن امام مبین و سپردن اسرار امامت به سید الساجدین (همان: 60)

محورهای موضوعی عمدۀ‌ هر مجلس بدین صورت است که در آغاز عنوان مجلس ذکر می‌شود. سپس خطبه‌ای به گونۀ براعت استهلال و بسیار ادبی و شیوا در توحیدیه و مناجات و در نهایت گریز به داستان اصلی مجلس بیان می‌شود، آن گاه به عنوان «آغاز کلام» یا «مطلب اول» خلاصه‌ای از پیرنگ اصلی روایات مستند به کتب اخبار بیان می‌شود و رفته‌رفته به صورت نقل روایت و گزارش‌های متعدد به زبان حال‌گونۀ مقتل ادامه می‌یابد.

در نهایت هر مجلس یا مشعله با آفرینی بر حسینیان و نفرینی بر یزیدیان پایان می‌یابد.

تصحیح و توضیح ماتمکده:

دربارۀ ضرورت و اهمیت تصحیح و نشر نسخه‌های دست نویس مقتل و تعزیه و نیز دشواری‌های این مسیر سخن بسیار است. آل. پی. الول ساتن (Laurence Paul Elwell-Sutton) می‌گوید که مسئلۀ عاجلی که هر محقق در زمینۀ ساخت، زبان، لحن، گفتار، و امثال آن‌ها در تعزیه‌نامه‌ها با آن روبرو می‌شود، کمبود منابع منتشر شده، نایاب و حتی فقدان دسترسی به نسخ خطی است. این کمبود گاه به اظهار نظرهای بیچون و چرا دربارۀ جنبه‌های گوناگون تعزیه منجر می‌شود که هرچه این ابعاد بهتر شناخته می‌شوند، مغایرتشان با حقایق بیش‌تر می‌شود. برای نمونه، یکی از محققان اظهار داشته است که مجتث، بحر غالب تعزیه‌نامه‌های فارسی است؛ در حالی که واقعیت امر، چنان که حتی از بررسی محدود نوای گفتار تعزیه‌نامه‌های ایرانی بر می‌آید، بسیار پیچیده‌تر از آن است؛ بنابراین بسیار مهم است که متون گفتاری و نوشتاری را نه فقط ضبط و ثبت و تدوین و حفظ کرد؛ بلکه به چاپ نیز رساند و هرچه سریع‌تر در دسترش محققان قرار داد (چلکووسکی، 1384: 210 ـ 211).

نسخه‌های دست‌نویس:

با بررسی‌های انجام شده هشت نسخۀ خطی از کتاب یافت شد که در ذیل به اختصار معرفی می‌شوند:

1. آ: نسخۀ مربوط به بخش نفائس خطی کتابخانۀ آستان قدس رضوی مشهد، شامل 162 صفحۀ 17 سطری

2. ب: نسخۀ کتابخانۀ آیت‌الله العظمی بروجردی قم، شامل 550 صفحۀ 17 سطری

3. س: نسخۀ ‌کتابخانۀ امام صادق (ع) قزوین، شامل 407 صفحۀ 21 سطری

4. ص: نسخۀ دیگری از کتابخانۀ امام صادق (ع) قزوین، شامل 271 صفحۀ 29 سطری

5. ع: نسخۀ کتابخانۀ علامه رفیعی قزوین، شامل 460 صفحۀ 18 سطری

6. فا: نسخۀ بخش مخطوطات کتابخانۀ فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی، 22 سطری

7. فب: نسخۀ دیگری از بخش مخطوطات کتابخانۀ فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی، شامل 428 صفحۀ 19 سطری

8. م: نسخۀ کتابخانۀ آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی قم، شامل 289 صفحۀ 14 سطری

گفتنی است همۀ نسخ جلد چرمی تیماج با طرح گل و مرغ دارند. هم چنین به جز نسخۀ «ص»، که قطع رقعی دارد، باقی در قطع رحلی‌اند. خط نسخه‌های «آ» و «ص» و «فا» شکستۀ نستعلیق خوش و خط بقیۀ نسخ نستعلیق متوسط است. نسخۀ «آ» و «ص» ناقص‌اند؛ بدین نحو که «آ» تا میانۀ مجلس هفتم و «ص» تا مجلس بیست و نهم را در بر دارند. با اساس قرار دادن نسخۀ «س»، که یگانه نسخۀ کامل است و مقدمه دارد، مقابله و مطابقت نسخ انجام شده پس از تصحیح و ترجیح و درج بهترین و درست‌ترین موارد در متن به همراه اختلاف‌های سایر نسخه‌ها به صورت پانوشت گزارش می‌شوند.

روش تصحیح:

گفتنی است تصحیح ماتمکده از میان چهار روش معمول تقریباً در شیوۀ بینابین انجام شده است؛ زیرا یگانه نسخۀ کامل شامل مقدمۀ مؤلف و انجامه‌های مرسوم، چنان که پیش‌تر یادآوری شد، نسخۀ «س» است؛ با این همه سایر نسخ از جهت کمال مطالب و نیز خوانا بودن بخش‌هایی که در نسخۀ اساس ناخواناست، ارزش و اعتبار خاص خود را دارند. پس از پایان کار تصحیح پنداشته می‌شود کتاب بدین صورت مدون شود که پیش از شروع متن، مقدماتی شامل فهرست اصلی، پیش گفتار، انگیزۀ کار، روش کار، پیشینۀ پژوهش، ترجمۀ احوال منصف، معرفی ساختاری ـ‌محتوایی و سبکی اثر و توصیف بلاغی و ادبی آن، معرفی نسخ، و موردی از این دست و پس از پایان متن، نخست پی‌نوشت‌ها، که شامل توضیحات ضروری بلاغی، سبکی، تاریخی و برگردان فارسی و عبارات عربی است و در نهایت نمایه‌های پایان، شامل فرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبیرات، فهرست اعلام و جای‌ها و فهرست آیات و احادیث و اشعار در پی هم آیند.

ویژگی‌ها و ارزش‌های ادبی ماتمکده:

بسیاری از نویسندگان و صاحب نظران بر آن‌اند که از آن جا که شاعران و سرایندگان تعزیه‌ها اغلب مردمی ساده، عامی، و کم‌سواد بوده‌اند، ساخته‌ها و سرده‌هایشان ارزش ادبی چندانی ندارند و ارزش و اهمیتشان صرفاً از لحاظ نمایشی است. به گمان ما، اگرچه جنبۀ نمایشی اشعار تعزیه در درجۀ اول اهمیت است؛ اما جنبۀ ادبی آن‌ها را نیز نباید نادیده گرفت؛ زیرا:

1. سادگی و عامیانه بودن شعر امری است نسبی و اعتباری و بستگی دارد به این که اشعار تعزیه با آثار کدام یک از شاعران مقایسه شود.

2. همان‌طور که در بالا اشاره شد، همۀ‌ اشعار تعزیه ساده و عوامانه نیستند؛ اشعار شیوا، بلند، و نغز حتی در سطح عالی ادبی هم در نسخه‌ها فراوان است.

3. کلمات و اصطلاحاتی مانند ساده، عوامانه، خشن، بی‌رویه و بازاری، که برخی از نویسندگان در توصیف اشعار تعزیه به کار برده‌اند، هریک مفهوم خاصی دارد. ممکن است شعری ساده و عامیانه و در عین حال روان یا نغز و لطیف باشد؛ اما سست، بازاری، و مبتذل نباشد.

4. گذشته از آن که شاعران نام‌داری مانند شهاب اصفهانی باری تعزیه شعر سروده‌اند، برخی از ابیات و قطعات نسخه‌های تعزیه عیناً با اندکی تغییر و تصرف از آثار و اشعار سخنورانی مانند: سعدی، حافظ، ابن حسام، و جوهری اقتباس شده‌اند (شهیدی، 1380: 534).

در تعزیه سه رکن، کلام، موسیقی، و حرکت یا اجرا اهمیت بسیار دارند کاربرد زبان شعر و موسیقی در بیان داستان و هماهنگی میان شعر و موسیقی با حرکت‌های نمایشی در تعزیه برجسته‌ترین نقش و وظیفه را ایفا می‌کند. کلام در تعزیه وزن‌دار، آهنگین، و منظوم است. زبان منظومه‌های تعزیه زبانی زنده، سالم، رسا، گویا و نزدیک به زبان رایج میان عامۀ مردم کوچه و بازار است. تعزیه‌سازان و تعزیه‌نویسان با آمیزش دو زبان ادیبات فارسی و زبان سادۀ عامۀ ‌مردم و به کارگیری واژه‌ها و اصطلاح‌ها و کنایه‌های رایج میان مردم، اندیشه‌ها و مفاهیمی را که در فرهنگ مذهب و شهادت وجود داشت روشن، فهم‌پذیر و گیرا بیان می‌کنند. گویی تعزیه‌نویسان این سخن پیامبر اسلام (ص) را که فرمود: «کلّموا النّاس قدر عقولهم» در تعزیه به کار گرفته‌اند. تعزیه با زبان و بیانی روایت می‌شود که همۀ مردم به میزان خرد و معرفتی که دارند از آن درک معنا می‌کنند و هیچ راز و رمزی از تعزیه‌خوانی برای مردم کوچه و بازار پوشیده نیست (بلوکباشی، 1383: 62).

با این مقدمه، به برخی ویژگی‌ها و ارزش‌های ادبی ماتمکده رسیدگی می‌شود.

نظم ماتمکده:

1. ارزش‌های عروضی:

بیان کامل ارزش‌های عروضی اشعار ماتمکده و شاهد آوردن برای هریک از آن‌ها از حوصلۀ این بحث بیرون است. تنوع عروضی و قوت شاعر در هر قالب و بحر، مردّف بودن بیش‌تر اشعار و خلاصه نشدن اشعار مردّف به ردیف‌های فعلی ساده و عام و برخورداری از ردیف‌های اسمی و فعلی مرکب و تازه، روانی الفاظ و اوزان در عین رسایی معانی و مضامین و تأثیرپذیری‌های متعدد و جالب از شیوه‌های عروضی (بحر، وزن، قافیه، و ردیف) اشعار مشهور شاعران نامی پیش از خود بخشی از این ارزش‌ها و ظرافت‌هاست.

2. پیوند نظم و نثر:

ماتمکده ترکیبی از نظم و نثر است و یکی از برازندگی‌های آن این است که از حیث حجم و نیز عیار ادبی هر دو نوع (نظم و نثر) ارزش برابری دارند، نظمی روان و نثری آهنگین. بیدل در یکی از مثنوی‌های مجلس دوم کتاب چنین سروده است:

... گاه نظم و گاه منثور آورم      تا به دل سوز و به سر شور آورم (بیدل قزوینی، 1275: 31)

اشعار مندرج در ماتمکده مرثیه است و به ندرت مناجات و پند و اندرز است. اشعار دعای و اندرزی، که هر از گاهی در لابه لای متن به چشم می‌خورند و در قابل مثنوی سروده شده‌اند، همیشه در پایان مجالس می‌آیند؛ اما نوع غالب اشعار، که همان مراثی است، در همۀ بخش‌ها با متن منثور گره خورده است. گاه اشعار دنبالۀ روایت منثور پیش از خودند و گاه تکرار منظوم عبارات نثر و این نوع دوم رایج‌تر است. به این معنی که بخشی از روایت روضه و مصیبت به صورت نثر توصیف و سپس همان مضمون به رشتۀ نظم کشیده می‌شود. اشعار آن جا که از زبان شخصیت‌های داستان کربلا روایت می‌شوند حتماً با قید «زبان حال» همراه‌اند.

قالب‌های عروضی:

ماتمکده از حیث قالب‌های به کار رفته برای اشعار بسیار متنوع است برای نمونه به آوردن مطلع برخی از آنها به منظور نشان دادن وزن و بحر و معرفی قالب هر شعر بسنده می‌شود:

آری آن کس کاو نظام عالم است        نظم حالش التزام عالم است (همان: 11)

قالب: مثنوی؛ وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن؛ بحر: رمل مسدس محذوف

یکی می‌گفت بی‌یاور حسین وای          شه بی‌خیل و بی‌لشگر حسین وای (همان: 23)

قالب: مثنوی؛ وزن: مفاعلین مفاعلین فعولن؛ بحر: هزج مسدس محذوف (ترانه).

غم اطفال به هر لحظه دلش خون می‌کرد    عشق از دیدۀ او یکسره بیرون می‌کرد (همان: 32)

قالب: غزل؛ وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن؛ بحر: رمل مثمن مخبون اصلم مسبغ.

خدا برادر زینب معین و یار ندارد        غمش برون ز شمار است و غم گسار ندارد (همان: 36)

قالب: غزل؛ وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن؛ بحر: مجتث مثمن مخبون.

بلای کرببلا را کسی نگشت خریدار       به جز حسین علی کاو ستودۀ ثقلین است (همان: 37)

قالب: قطعه، وزن، مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن؛ بحر: مجتث مثمن مخبون.

آن کس که هوای دوست بر سر دارد      یک باره دل از جان و جهان بردارد (همان: 43)

قالب: رباعی؛ وزن، مفعول مفاعیل مفاعیل فعل؛ بحر: هزج اخرب مکفوف مجبوب.

ده‌ها بحر مشهور و غیر مشهور عروض فارسی و قالب‌های دیگر مانند: دو بیتی، یا حتی غزل در مثنوی یا غزل - مثنوی به فراوانی در ماتمکده تکرار شده‌اند.

گاهی نیز اشعار عربی یا ملمع به زیبایی و بدون نقص در کتاب دیده می‌شود که از تسلط فراوان شاعر به نظم تازی و پارسی حاکی است. قابل اشعار عربی قطعه است.

نمونه‌ای از اشعار عربی:

کفر القوم و قد ما رغبوا                      عن ثواب الله ربّ الثقلین

یا لقوم من أناس رذل                       جمعوا الجمع لأهل الحرمین (همان: 53)

نمونه‌ای از ملمعات:

تحیات الکرام الفائحات                      علیک باعشیّ و الغداه

تو را ای شاه بالله می‌شناسند                 طیور الجوّ و الوحش الفلات ...

... ولیکن دشمنان نشناختندت               رموک بالسّهام المهلکات..

توضیح این که انواع ترکیب عربی ـ فارسی ملعمات نیز گوناگون است و به صورت مصراع مصراع (عربی ـ فارسی و برعکس)، بیت بیت (عربی ـ فارسی و برعکس) و نیز اشکال نامرتب و درهمی از عربی و فارسی دیده می‌شوند.


پانوشت:

[1]. استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، مرکز قزوین، abediha_khasteh@yahoo.com تاریخ دریافت: 22/3/1394، تاریخ پذیرش: 15/5/1394.

Print
834 Rate this article:
No rating

Leave a comment

Name:
Email:
Comment:
Add comment

ادبیات

معارف

دیگر علوم انسانی

ارتباط با ما


چارت سازمانی
نشانی:تهران, خیابان بهارستان , خیابان صفی علی شاه , کوچه درویش , پلاک 6 تلفن: 02177687441
تلفن و تلگرام مسوول ثبت نام کارگاه ها: 09399990190

Bayat.Dr@gmail.com :مدیر سایت

همکاری با ما


هر بزرگواری که تخصصی مرتبط با علوم انسانی شیعی داشته باشد (دانشجوی ارشد به بالا)، پس از مصاحبه‌ای کوتاه می‌تواند نوشته‌هایش را در این سایت منتشر کند و به شرط پرکاری صفحه‌ای شخصی در سایت داشته باشد.

هدف و روش ما


ما هر گونه تعصب و پیش داوری را مانع کار علمی می‌دانیم. نام‌ها و عناوین و نیز اقوال مشهور راه را بر نقد و مطالعۀ علمی ما نمی‌بندد.

ما بهترین راه دفاع از عقیده را کار دقیق و درست علمی می‌دانیم.

دربارۀ ما


گروهی دانشجویی هستیم که دربارۀ ادبیات و فرهنگ شیعی تحقیق می‌کنیم. دامنۀ تحقیق ما تمام علومی است که به نحوی می‌تواند به ادبیات و فرهنگ شیعی کمک کند؛ علومی مثل قرآن و حدیث، تاریخ، کلام، عرفان، فلسفه، هنر و ...

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به به سایت سلیس می باشد.

طراحی شده توسط DnnTeam.com