بررسی مسمطی از فؤاد کرمانی در نعت پیامبر اکرم

بررسی مسمطی از فؤاد کرمانی در نعت پیامبر اکرم

آغاز این مقاله به بررسی پیشینۀ شعر شیعی پرداخته است. مطلبی که به کرات به آن اشاره کرده‌اند و البته هر کدام از آن‌ها نیز ممکن است لطافت و ظرافتی داشته باشد. به هر روی، این بخش مقاله را مکرر یافتیم و از بازنشرش چشم پوشیدیم. علاقه‌مندان می‌توانند متن کامل مقاله را در اینجا ببینند.

اما بخش دوم، بررسی یک مسمط از فؤاد کرمانی است که به باور سلیس ارزش بازنشر و خوانده شدن دارد.

پدرام ملکی

پس از اين بررسي اجمالي شعر شيعي و سخن گفتن دربارۀ برخي شعراي شيعه، به مدايح و مراثي فؤاد کرمانی مي‌پردازيم. اگر بخواهيم اهم آن‌چه را كه محتواي مراثي و مدايح فؤاد محسوب مي‌شوند، به صورت اجمالي و فهرست‌وار بيان كنيم، مي‌توانيم به اين موارد اشاره كنيم:

1- بيان اهداف پيامبر(ص) وائمۀ اطهار(ع) و دعوت شيعيان به شناخت اين بزرگواران و اهداف و آثارشان

2- اشاره به آيات قرآن و احاديث براي مدح و بيان عظمت، شأن وحقانيت پيامبر وائمۀ اطهار

3- طرح مسائل اعتقادي شيعه مانند: مسئلۀ غيبت امام زمان(عج) و...

4- طرح مسائل عرفاني مانند: فنا و بقا، وحدت وجود و...

5- اشاره به ماجراهاي تاريخ اسلام مانند: حماسۀ عاشورا و...

6- ذكر مصايب اهل بيت(ع) و اظهار ارادت نسبت به اين مفاخر آدم و عالم

آن‌چه كه از اين پس مي‌آيد شرح چند مورد از یکی از مسمط‌های اوست.

فؤاد در نعت و منقبت پيامبراكرم(ص) مسمط بسيار دل‌انگيزي سروده كه اين مسمط، نشانگر نهايت دلدادگي او به پيامبر(ص) است. وي در ابيات آغازين اين مسمط به حديث «لَولاكَ لَما خَلَقتُ الأفلاكَ»  اشاره مي‌كند و بيان مي‌دارد كه انگيزۀ خلقت و آفرينش مخلوقات، وجود مبارك پيامبر(ص) است و هستي و عرش و كرسي، همه، طفيل هستي ايشان‌اند. از نظر او تمام حكمت و علوم، نشأت گرفته از علم پيامبر(ص) است.

فؤاد خود و ديگر انسان‌ها را از وصف شأن پيامبر ناتوان مي‌بيند؛ زيرا كمال ايشان وراي عقل و درك ناقص انسان است و هيچ‌كس قدرت درک جمال و جلال آن حضرت را ندارد.

او تصريح مي‌كند كه تنها خداوند قادر توانسته است پيامبر(ص) را به گونه‌اي شايسته وصف و مدح كند و آن‌گاه در تأیيد سخن خويش به آيۀ 4 سورۀ قلم اشاره مي‌كند كه خداوند مي‌فرمايند:

«و إنّكَ لَعَلي خُلُقٍ عَظيم»

او دربارۀ عظمت پيامبر(ص) و نيز ناتواني انسان از وصف ايشان گويد:

هله آن خديو كه از خدا، به لعمرك است خطاب او         نرسد مشاعر خلق را، كه كنند وصف جناب او

كه رسد به عالم وصف او، كه جلال اوست حجاب او      تو بجوي شرح كمال او، زكلام او به كتاب او

كه مفصل آمده مجملي، ز مكاشفات محمدي(3)

و يا گويد:

اي دو جهان روشن از لقاي محمد(ص)           شعشعۀ هستي از بقاي محمد(ص)

كس نتواند به جز خداي محمد(ص)                تا به حقيقت كند ثناي محمد(ص)

ناطق اوصاف او خداست به قرآن(4)

او اظهار مي‌دارد كتاب پيامبر(ص) دريايي از حكمت است و تنها كساني از اين درياي بيكران مي‌توانند جواهر معني وعلم حقيقت بيابند كه در اين دريا غوص كنند و در راه دست يافتن به اسرار حق از راهنمايي‌ها و سخنان پيامبر(ص) بهره جويند؛ زيرا تنها پيامبر(ص) است كه در اين درياي كلام الهي سير كرده و تنها كلمات و سخنان او، تفسيركنندۀ آيات كتاب خداست:

يم حكمتي است كتاب او، چه بواطنش چه ظواهرش      تو نكرده غوص به قعر يم، چه بري ز در و جواهرش

در اين محيط كسي برد، كه غريق اوست مشاعرش      تو بجو لآلي معرفت، ز بطون سر و ضمايرش

كه بود كنوز رموز حق، همه در نكات محمدي(5)

يا:

هله آن كتاب حكيم حق، كه مدون آمده مِن لَدُن      شده سير ابحر سبعه را، كلمات متقنه‌اش سفن

بيت بالا اشاره دارد به آيۀ 6 سورۀ نمل كه خداوند مي‌فرمايد:

«وَ إنَّكَ لَتُلَقّي القُرآنَ مِن لَدُن حَكيمٍ عَليم»

«و اي رسول! آيات قرآن عظيم از جانب خداي حكيم به وحي بر تو القا مي شود»

منظور فؤاد از «ابحر سبعه» هفت بطن قرآن است و نيز اشاره‌اي به آيۀ 27 سوره لقمان دارد.

تمام معجزات پيامبران در برابر كتاب پيامبر اسلام(ص) هيچ است؛ زيرا اين كتاب، نفس انسان و كل ما سوا را نفي مي‌كند و به انسان بقا مي‌بخشد، بقايي كه حاصل فنا از خويشي است.

چو كمال معجزه آن بود، كه تو را ز مرگ رها كند زخدات صرف بقا دهد، ز خوديت محض فنا كند

جذبات حق دل بنده را، ز شئون خلق جدا كند      چو ثبات معجز احمدي، همه نفي غير خدا كند

عدم است معجز انبيا، بر معجزات محمدي(ص)(6)

او در اين مسمط نيز، اشاره مي‌كند كه پس از پيامبر بايد به عترت ايشان توجه كرد و گوش به فرمان خاندان پيامبر(ص) بود.

وی معتقد است كه عقل و قلب انسان‌ها و بركات اين جهان و آن‌چه خوبي است از پرتو عنايت حضرت رسول(ص) مي‌باشد؛ حتي صلواتي كه ما انسان‌ها بر او می‌فرستيم، نتيجۀ هدايت و راهنمايي ايشان است.

چو ظهور عقل و فؤاد ما، ز فروغ آيت او بود    بركات و خير وجود ما، همه از عنايت او بود

صلوات ما به روان او، ثمر هدايت او بود        نه همين شفيع گناه ما، شرف حمايت او بود

كه وجود ماست تفضلي، ز تفضلات محمدي(7)

همان‌طور كه قبلا نيز گفته شد، فؤاد اعتقاد دارد كه تمام هستي، تجلي وجود پيامبر(ص) است و مظهر ذات و صفات ايشان مي‌باشد و از اين نظر، تمام سوگندهاي خداوند در قرآن كريم در حقيقت سوگند به جان پيامبر(ص) است.

قدسي در ادامۀ اين مسمط بسيار زيبا می‌گويد:

اگر مي خواهيد پيروان راستين آن حضرت(ص) باشيد، بايد صدق و صفا را پيشۀ خود سازيد و خشم وغضب را ترك كنيد. در برابر حكم حق تسليم باشيد و رضاي خود را در رضاي حق بجوييد. اگر آرزوي بقا داريد از خود فاني شويد. از دنيا بگذريد؛ زيرا كه دنيا جايگاه غم‌ها است و تمامي نعمت‌هايش در حكم بلا و نقمت است.

او به انسان‌ها توصيه مي‌كند كه در راه دين ثابت‌قدم باشيد، همان‌گونه كه پيامبراكرم(ص) به حكم حضرت حق در راه دين استقامت ورزيدند:

به جهان كميت خود از جهان، كه جهان كميتۀ غم بود       طربش تعب، نعمش نقم، زر و درهمش همه، هم بود

زحدود شرع برون مرو، اگرت بهشت ارم بود                قدم ثبات بجو كه دين، همه در ثبات قدم بود

ز نزول آيۀ “فاستقم”، بنگر ثبات محمدي(8)

«فَاستَقِم كَما أمَرتَ»(9)

هيچ‌كس از نفس خود در امان نيست و نمي‌تواند بر نفس خود غالب شود، مگر آن كس كه دست در دست پيامبر(ص) بگذارد و به قدرت ايمان ايشان پنجۀ نفس را رنجه كند.

از نظر فؤاد، انسان از در بندگي مي‌تواند به سلطنت برسد؛ اما يافتن اين رتبه و شرافت و اين بهشت معرفت، حاصل تلاش او نيست بلكه نتيجۀ مجاهدت و بندگي پيامبر عظيم‌ الشان اسلام(ص) است:

چو سرشت آدم پاك دم، ز خداست قابل تربيت              كه رسد ز مايه بندگي، به علو پايۀ سلطنت

همه‌كس نيافت به سعي خود، ره اين شرافت و منزلت      چه سعادت اين كف خاك را، كه رسد به جنت معرفت

در اين بهشت گشوده شد، ز مجاهدات محمدي(ص)(10)

در پايان بايد گفت كه انتخاب بحر كامل (متفاعلن) براي اين شعر از سوي فؤاد اين مسمط را از نظر آهنگ و موسيقي نيز، بسيار دلنشين و گوش‌نواز كرده است.

منبع: سایت علمی دانشجویان ایران

پانوشت‌ها:

1- دايره المعارف تشيع، ص 224-223

2- دايره المعارف تشيع، 246-224

3- قدسي، ص 85

4- قدسي، ص 67

5- قدسي، ص 85

6- قدسي، ص 83

7- قدسي، ص 84

8- قدسي، ص 85

9- قرآن، سوره هود، آيه 112

10- قدسي، ص 86

Print
2315 Rate this article:
No rating

Leave a comment

Name:
Email:
Comment:
Add comment

ادبیات

معارف

دیگر علوم انسانی

ارتباط با ما


چارت سازمانی
نشانی:تهران, خیابان بهارستان , خیابان صفی علی شاه , کوچه درویش , پلاک 6 تلفن: 02177687441
تلفن و تلگرام مسوول ثبت نام کارگاه ها: 09399990190

Bayat.Dr@gmail.com :مدیر سایت

همکاری با ما


هر بزرگواری که تخصصی مرتبط با علوم انسانی شیعی داشته باشد (دانشجوی ارشد به بالا)، پس از مصاحبه‌ای کوتاه می‌تواند نوشته‌هایش را در این سایت منتشر کند و به شرط پرکاری صفحه‌ای شخصی در سایت داشته باشد.

هدف و روش ما


ما هر گونه تعصب و پیش داوری را مانع کار علمی می‌دانیم. نام‌ها و عناوین و نیز اقوال مشهور راه را بر نقد و مطالعۀ علمی ما نمی‌بندد.

ما بهترین راه دفاع از عقیده را کار دقیق و درست علمی می‌دانیم.

دربارۀ ما


گروهی دانشجویی هستیم که دربارۀ ادبیات و فرهنگ شیعی تحقیق می‌کنیم. دامنۀ تحقیق ما تمام علومی است که به نحوی می‌تواند به ادبیات و فرهنگ شیعی کمک کند؛ علومی مثل قرآن و حدیث، تاریخ، کلام، عرفان، فلسفه، هنر و ...

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به به سایت سلیس می باشد.

طراحی شده توسط DnnTeam.com